تبلیغات
مَه خوبان - مطالب ابر خورشید
مَه خوبان
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : کاظم
چه بسا تاریكی سیاه‌چاله‌ای، روشن‌تر از چراغانی قصری رؤیایی باشد! چه بسا تنهایی خلوتی، پرازدحام‌تر از تردد چاپلوسانه مترسك‌های دربار حكومتی باشد! چه‌بسا حاكمی بی‌هیچ دربان و منشی و داروغه و سربازی، بر دل‌ها حكومت كند؛ كنجی بنشیند به اشراق و فرمان‌براند بر نفس‌های پاكیزه و دل‌های صیقل‌خورده؛ با دست‌های بسته، باز كند گره‌های پولادین و دشوار را و با گام‌های هم‌آغوش با غل و زنجیر، طی كند مسافت‌های صعب و ناهموار را برای هدایت دیگران به سوی روشنایی.

می‌شود كسی صاحب اختیار زمین باشد و دچار چاردیواری زندان! می‌شود كسی حاكم دنیا باشد،‌اما محكوم به صبر و كتمان و كظم. چه بسا رهبری برای راهبری، همنشین رنج و درد و حبس باشد و همدوش فراق و تهمت و اهانت. می‌شود ساعت‌ها پیشانی بر خاك بندگی بساید و رویش را آفتاب و مهتاب نبیند. می‌شود سال‌ها با شكم گرسنه، شاكر لحظه‌های صیام باشد و زبانش از حمد و سپاس خداوند باز نایستد.

خورشید وقتی خورشید باشد، برای نورافشانی احتیاجی به آزادی ندارد. خورشید وقتی خورشید باشد، كسی را یارای مقابله با انوار روشنی‌بخشش نیست. خورشید وقتی خورشید است، خورشید است و می‌تابد.

سلام بر تو، کاظم آل محمد(صلی الله علیه وآله)

سید حسین ذاكرزاده
منبع: راسخون




نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : امام موسى بن جعفر(ع)، خورشید، صبر، کاظم آل محمد، زندان،
لینک های مرتبط :


   
درباره وبلاگ

نیاز به روزنه‌ای نداشت او خود ستاره بود که گاهی باید از پس ابری می‌درخشید سنگین بود هوای تاریک زندانش غل و زنجیری که او را در محاصره داشت و سرش از هجوم بلایای کوچک و بزرگ، او اما سبک بود با یاد خدایی که نزدیک است .
مدیر وبلاگ : عبرات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :1
بازدید دیروز : 1
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :