تبلیغات
مَه خوبان - گوشه ای از معجزات امام هفتم شیعیان
مَه خوبان
دوشنبه 25 خرداد 1394 :: نویسنده : کاظم
یکی از ویژگی های امامان معصوم اعمال خارق العاده ایست که در طول حیات مبارک خود مردم شاهد آن بوده اند که برخی از آنان در کتب تاریخی ثبت شده است. هر چند وجود معجزه یکی از نشانه های نبوت است اما شرط دیگر آن ادعای آورنده آن بر پیامبر بودن است ؛ بنابراین برخلاف عده ای که اصرار دارند اینگونه اعمال معصومین را به عنوان کرامت نه معجزه بر شمرند معجزه آوردن ایشان از نظر اعتقادی مشکلی ندارد. زیرا با وجود معجزات فراوان هرگز ادعای نبوت نکردند.

آمدن درخت نزد امام
1- علی بن ابراهیم از پدرش و او از واقفى روایت میكند كه وى گفت: من پسر عموئى بنام حسن بن عبد اللَّه داشتم، وى بسیار عابد و زاهد بود، سلطان وقت از كوشش او در راه دین ترس داشت، حسن بن عبد اللَّه یكى از روزها وارد مسجد شد در هنگامى كه حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام هم در مسجد تشریف داشتند.

راوى گوید: موسى بن جعفر بطرف او اشاره كردند و آن مردم هم در خدمت او حاضر شد، پس از این فرمود: اى ابو علی من از اقوال و اطوارت خوشم نمیاید، اینك بر تو لازم است دنبال معرفت بروى، وى گفت: قربانت گردم معرفت كدام است تا من دنبال او بروم.

حضرت فرمود: برو كسب علم و دانش كن و فقه و حدیث یاد بگیر، عرض كرد: از كجا فقه و حدیث را طلب كنم، فرمود: از فقهاى مدینه یاد بگیر، پس از این بمن القاء حدیث كن راوى گفت: این مرد از خدمت آن جناب مرخص شد، روز دیگر مراجعت كرد و روایات را براى آن حضرت خواند و لیكن همه را اسقاط نمود.

حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام بار دیگر فرمود: بروید معرفت پیدا كنید، این مرد به یاد گرفتن مسائل دینى اهتمام زیادى داشت، راوى گوید: وى همواره در خدمت موسى بن جعفر حاضر میشد، یكى از روزها حضرت اراده كردند به یكى از باغهاى خود بروند، این مرد ناگهان سر راه را بر آن جناب گرفت و گفت: قربانت گردم من در پیشگاه خداوند با شما احتجاج خواهم كرد اكنون بمن بفهمان معرفت چیست؟

حضرت در این هنگام وى را به امامت امیر المؤمنین و حسنین و بقیه امامان از آل‏ محمّد علیهم السّلام آشنا كرد، و پس از این سكوت نمود، این مرد گفت: پس امروز امام چه كسى است؟ فرمود: اگر به شما بگویم قبول میكنى؟ عرض كرد: آرى خواهم پذیرفت فرمود: من امروز امام هستم، عرض كرد، در این باره دلیلى هم دارى؟ فرمود: نزد این درخت برو و بگو موسى بن جعفر امر میكند بطرف من بیا.

این مرد گفت: من بطرف درخت رفتم، ناگهان مشاهده كردم درخت از زمین كشیده مى‏ شود و درخت آمد تا آنگاه كه در مقابل آن جناب توقف كرد، سپس حضرت بوى اشاره كردند و او بار دیگر به جاى خود مراجعت كرد، آن مرد در این هنگام به امامت موسى بن جعفر اعتقاد پیدا كرد، و سكوت و عبادت را پیشه خود ساخت و با احدى سخن نگفت. 1

پیشگویی از آینده
2- اسحاق بن عمار گوید: در خدمت حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام بودم كه مردى بر وى وارد شد، حضرت فرمود: اى مرد تو تا یكماه خواهى مرد، راوى گوید من با خود گفتم: گویا وى از مرگ شیعه اطلاع دارد، در این هنگام حضرت فرمود اى اسحاق چرا این موضوع را انكار میكنى، رشید هجرى كه یكى از مستضعفین بود علم منایا را میدانست، امام كه از وى به این علم اولى است. پس از این فرمود: اى ابو اسحاق تو تا دو سال دیگر خواهى مرد، و خویشاوندان و فرزندان و اموال تو از بین خواهند رفت و به فقر شدیدى مبتلا میگردند، و این قضایا پس از آن انجام گرفت، و مطلب همان طور كه موسى بن جعفر فرموده بود واقع شد. 2

پی نوشت :
1. زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ ، عزیز الله عطاردى‏، ج 1،ناشر اسلامیه‏، ص: 409
 2. منتهی الامال، ج2 ص226
 




نوع مطلب : امام موسى کاظم(ع)، 
برچسب ها : امام موسى بن جعفر(ع)، درخت، معجزه، علم و دانش، دعا،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
درباره وبلاگ

نیاز به روزنه‌ای نداشت او خود ستاره بود که گاهی باید از پس ابری می‌درخشید سنگین بود هوای تاریک زندانش غل و زنجیری که او را در محاصره داشت و سرش از هجوم بلایای کوچک و بزرگ، او اما سبک بود با یاد خدایی که نزدیک است .
مدیر وبلاگ : عبرات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :1
بازدید دیروز : 1
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :