تبلیغات
مَه خوبان - متن ادبی «داغ سنگین»
مَه خوبان
متن ادبی «داغ سنگین»
بغض‏ها، ابر می‏شوند و ابرها باران.

کوچه‏ ها دلتنگ، کوچه‏ ها تاریک، آینه ‏ها غرق در غبار؛ انگار این روزهای پس از تو، سرنوشت تمام پیشانی ‏ها را سیاه نوشته ‏اند.

زخم نبودنت را سر بر کدام دیوار باید گریه کرد؟ تمام پیرهن ‏ها بوی غربت گرفته ‏اند.

این روزها آشنایی غریب، فرزند مهربانی غریب و پدر آشنایی غریب‏ تر، با خاک وداع می‏کند.

پرنده ‏ها، نام تو را غریبانه دهان به دهان می‏خوانند تا دورترین شاخه ‏هایی که به آسمان می‏رسند. باران‏های موسمی، هوای مسموم روزهای بعد از تو زیستن را زار زار می‏گریند. این روزها چقدر پرنده یتیم، به میله‏ های قفس خو گرفته ‏اند! چقدر پنجره‏ ها از ماه دور شده ‏اند! چقدر آسمان بعد از تو بی‏ ستاره شده است! بعد از تو تمام جاده ‏ها سنگ شده ‏اند و قدم ‏ها سنگ.

هیچ راهی برای به تو رسیدن نیست. دیگر صدای دعاهای نیمه شبت، لالایی آرام دلتنگی ‏هایمان نیست.

حتی رودها بعد از تو، سرِ زنده ماندن ندارند. جای شک نیست اگر زمین کویر شود در این روزهایی که دریای وجودت را گم کرده ‏ایم.

حتی کلمات نمی‏دانند داغ سنگین جدایی را چگونه به دوش بکشند. همه شعرهای بلند، بعد از تو به مرثیه ختم می‏شوند.

بوی غربت، بیت بیت شعرها را لبریز کرده است.

هیچ آوازی بعد از تو شنیدن ندارد. دیری‏ست که سایه ‏ها و دیوارها با هم قهر کرده ‏اند و شب‏ها، ماه با هیچ پنجره ‏ای هم ‏کلام نمی‏شود و ستاره ‏ها در بسترهای خمار خواب نمی‏خزند.

کاش می‏شد جهان بعد از تو در سیل اشک‏ هایمان غوطه ‏ور شود!

کاش می‏شد ابرها، نبودنت را گریه کنند تا سیل، روزهای بعد از تو را با خود بشوید و ببرد.

عباس محمدی


   
درباره وبلاگ

نیاز به روزنه‌ای نداشت او خود ستاره بود که گاهی باید از پس ابری می‌درخشید سنگین بود هوای تاریک زندانش غل و زنجیری که او را در محاصره داشت و سرش از هجوم بلایای کوچک و بزرگ، او اما سبک بود با یاد خدایی که نزدیک است .
مدیر وبلاگ : عبرات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :1
بازدید دیروز : 1
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :