تبلیغات
مَه خوبان - شعر «یک اربعین نبود»
مَه خوبان
شعر «یک اربعین نبود»
ما را که غیر داغ غمت ‏بر جبین نبود    ***    نگذشت لحظه‏ ای که دل ما غمین نبود
هرچند آسمان به صبوری چو ما ندید    ***    ما را غمی نبود که اندر کمین نبود
راهی اگر نداشت، به آزادی و امید     ***    رنج اسارت، این همه شور آفرین نبود
ای آفتاب محمل زینب، کسی چو من     ***    از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود
تقدیر با سر تو مرا همسفر نمود     ***    در این سفر مقدر من غیر از این نبود
گر از نگاه گرم تو آتش نمی‏گرفت    ***    در شام و کوفه خطبه من آتشین نبود
گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت    ***    زینب پس از تو، زینب محمل نشین نبود
در حیرتم که بی ‏تو چرا زنده مانده ام     ***    عهدی که با تو بستم از اول چنین نبود
ده روزه فراق تو، عمری به ما گذشت    ***    یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود

محمد جواد شفق


   
درباره وبلاگ

نیاز به روزنه‌ای نداشت او خود ستاره بود که گاهی باید از پس ابری می‌درخشید سنگین بود هوای تاریک زندانش غل و زنجیری که او را در محاصره داشت و سرش از هجوم بلایای کوچک و بزرگ، او اما سبک بود با یاد خدایی که نزدیک است .
مدیر وبلاگ : عبرات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :1
بازدید دیروز : 1
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :